|
اختيار انسان و شب قدر آنچه از مجمــوع مباحث به دست ميــآيد اين است که با ملاحظـه آيـات و روايـات و دريافت ها و مشاهدات، اطمينان کامل پيدا مى کنيم که شب قدر هيچ گونه منافاتى با اختيار انسان ندارد و يقين، او در مقـدرات و سرنوشتى که در شب قدر برايش رقم مى خورد موثر است؛ حتى مى شود گفت که نقش اصلى را به خود انسان سپرده اند تا آنچه بخواهد براى فردا رقم بزند. | ||
|
ادله اى که نقش انسان را در مقدرات شب قدر ثابت مى کند به شرح زير تقديم مى گردد:
۱- حالات و دريافت هاى شخصى کسانى که اهل دعا و راز و نياز و اهل شب قدر هستند، نقش خويش را در شب قدر به خوبى دريافته اند. گاهى اين حالات آن چنان ژرف و تاثيرگذار است که تا شب قدر آينده و بلکه تا آخر عمر، در همه افکار، اخلاق، کردار و رفتار شخص رخنه کرده و آن را در يک خط و سير معنوى قرار مى دهد. ديگرانى هم که به اين حد از معنويت راه پيدا نمى کنند، به فراخور حال خود از مجالس و محافل و شب زنده داريهاي شب قدر بهره بردارى کرده و فيض معنوى مى برند. ريشه اصلى اين دگرگونى ها و حالات، به خود افراد بر مى گردد و اينکه تا چه حد خود را آماده بهره بردارى از برکات شب قدر و فضيلت هاى آن کرده باشند. اگر معنوياتى که در شب قدر نصيب انسان شده و در زندگى آن ها تحولى آفريده، هيچ ارتباطى با آنان نداشته باشد و تنها به خدا و فرشتگان و نويسندگان مربوط باشد که هر چه بخواهند، براى هر کس بدون ملاحظه حالاتش تقدير کنند در اين صورت مقتضاى حکمت و مصلحت اين است که يا به هيچ کس هيچ ندهند و يا آنچه مى دهند، به همه يکسان و على السويه بدهند؛ در حالى که ما مى دانيم همه برکات خداوندى در شب قدر براى بندگان سرازير مى گردد و با اختلاف و تفاوت به آنان داده مى شود؛ پس نتيجه مى گيريم تنها دليل اين تفاوت، کارها و اعمال و ميزان تلاش خود بندگان است و بس. نتيجه اينکه يکى از راه هاى رسيدن به اينکه آيا افراد در مقدرات منتخب قدر، صاحب نقش هستند يا نه، اين است که ببينيم چه اندازه دگرگونى در همين شب با برکت در آنان ايجاد گشته است.
خداوند تبارک و تعالى با نزول سوره اى خاص، شب قدر را به مردم معرفى فرموده است. در دو آيه اين سوره مبارکه فرموده است: قرآن در شب قدر نازل شده و فرشتگان در آن شب فرود مىآيند. سپس افزوده است: شب سلامت است. و فرموده است: عمل صالح در او، برابر با عمل صالح در طول هزار ماه است. فردى به امام باقر (ع) عرض کرد: مراد و مقصود از اينکه شب قدر بهتر از هزار ماه است چيست؟ حضرت فرمودند: ((والعمل الصالح فيها من الصلاه والزکاه و انواع الخير خير من الف شهرليس فيها ليله القدر)) (1)؛ کار شايسته از قبيل نماز و زکات، صدقات و انفاقات و، انواع خوبى ها در آن شب برتر از هر کار شايسته اى است که در مدت هزار ماه که شب قدر در آن نيست، انجام شود. اگر کارهاى نيک بندگان و چند برابر پاداش آن تاثيرى در مقدرات و سرنوشت افراد در شب قدر ندارد، از گفتن و دانستن آن چه سودى عايد بندگان مى شود؟ اگر نزول قرآن در شب قدر و بيان کردن اين مطلب، سود و زيانى را متوجه هيچ کس نمى کند، چه انگيزه اى در اعلام اين شب نهفته است؟ اگر دانستن نزول فرشتگان، در نتيجه تلاش افراد سودمند نباشد، چرا بايد مردم در جريان آن باشند و دانستن آن چه گره اي از کار بندگان مى گشايد؟ مى دانيم که کار بيهوده حتى از افراد عادى و معمولى پسنديده نيست، چه رسد به پروردگار آسمان و زمين که هيچ کارى را بدون حکمت و مصلحت انجام نمى دهد. حکمت معرفى شب قدر به عنوان شبى که قرآن در آن نازل شده و شبى که مقدرات در آن سامان داده مى شود، اين است که بنده سرنوشت و مقدرات خويش را به قرآن پيوند بزند و آن را سرمشق و سرچشمه فکر و عمل خويش قرار بدهد،اگر کردارش موافق با قرآن و در جهت آن باشد، عمل کننده به آن سعادتمند است واگر خداى نکرده مخالف با قرآن باشد، فاعل آن شقى خواهد بود.
مى دانيم که همه دانشمندان اسلام و مسلمانان از هر فرقه و گروهى، بر اهميت شب قدر و احياى آن تاکيد فراوان دارند و به شب زنده دارى آن شب، اهتمام مى ورزند. نقل شده که يکى از دانشمندان بزرگ اسلام، براى اينکه شب قدر را درک کند، يک سال تمام يعنى حدود 357 شب، از سر شب تا به صبح شب زنده دارى کرد.(2) اين همه اقبال و توجه به تشکيل اجتماعات با شکوه براى خواندن دعا و مناجات و راز و نياز و تضرع و ابتهال، همراه گريه وزارى و استغفار، برخاسته از يک واقعيت انکارناپذير است و آن دخالت انسان ها در سرنوشت خودشان است.
امام صادق(ع) به ابوبصير مى فرمايد: ((وصل فى کل واحده منهما مئه رکعه))؛ در هر يک از دو شب بيست و يکم و بيست و سوم صد رکعت نماز بخوان ((واحيهما ان استطعت الى النور))؛ تا مى توانى آن دو شب را تا سپيده صبح شب زنده دارى کن ((واغتسل فيهما))؛ در آن دو شب غسل کن. ابو بصير عرض کرد اگر نتوانستم ايستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابيده بخوان. مى دانيم که دعاهاى شب قدر، از طولانى ترين و پر محتواترين دعاهاست؛ دعاهايى مانند ((جوشن کبير))، ((ابوحمزه ثمالى)) و امثال آن ه، که اگر با حال و توجه خوانده شود، مايه انقلاب و دگرگونى روحى است، ادعيه اى که انسان را با دريايى از معارف آشنا مى کند. انسان با خواندن دعا از يک طرف، با ياد آورى لطف، گذشت، کرم، رحمت و بخشش بى پايان خداى مهربان او را در کنار و دستگير خويش مى بيند و نور اميد در دلش مى درخشد و از ديگر سو، با ياد آوردن سختى هاى جان کندن، تنگى و فشار قبر، گرفتارىهاى عالم برزخ، حساب و کتاب فرداى قيامت، شعله هاى دردناک و سوزان دوزخ و حسابرسى دقيق در صحراى محشر، تمام وجودش، سرشار از ترس و نگرانى گرديده و آنچه عيش و نوش است فراموش کرده و گذشته خود و آنچه بوده و کرده است را با آنچه بايد باشد مى سنجد و زيانى که در گذشته متوجه وى شده است را در مى يابد و علاوه بر شک و ترديدى که نسبت به راه و روش نا مطلوب خويش پيدا مى کند، ندامت سراسر وجودش را پر کرده و تصميمى سرنوشت ساز مى گيرد و مسير زندگى اش را دگرگون مى کند. اگر هم به اين مرحله نرسد، لااقل بر کردار خود بيشتر مواظبت خواهد داشت؛ زيرا بيم و اميدى که دستاورد شب قدر است در مراحل زندگى به يارىاش مى شتابد. در مقابل، اگر کسى از دعا رو برگرداند و شب قدر را هم به غفلت سپرى کند، در همان جمود و غفلت، زندگى را به پايان خواهد برد و سرنوشتى شقاوت بار در انتظارش مى باشد. از گفتار فوق، اين نتيجه به دست مىآيد که در واقع خود انسان وارد مسير سرنوشت خويش گشته و آن را تغيير مى دهد. گاهى براى پيمودن مسير مقدرات، بر بال دعا و گاه بر بال عمل مى نشيند؛ گر چه دعا هم نوعى عمل محسوب مى شود. بنابراين، دعا در شب هاى قدر که يک کار اختيارى است منشااثر است و در سرنوشت افراد دخالت دارد؛ به همين دليل به آن سفارش اکيد شده است. علاوه بر سفارش شفاهى بزرگان دين و علماى اسلام به خواندن دعاها در طول سال، در شب هاى قدر تاکيد بيشترى بر اين امر شده است؛ پس حتما منشا اثر است وگرنه کار لغو و بيهوده از بزرگان سر نمى زند.
پيامبر گرامى اسلام (ص) فرمودند: ((من ادرک ليله القدر، فلم يغفر له فابعده الله )) (4)؛ از خداوند به دور باد و نفرين بر کسى که به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزيده نشود. با اين حديث نقش انسان در تعيين سرنوشت خود واضح تر مى گردد و معلوم مى شود که بدبختى و شقاوت مقدر در شب قدر، نتيجه کار خود بندگان است وگرنه از نظر منطقى با توجه به شان و مقام پيامبر گرامى (ص) قابل قبول نيست که آن بزرگوار به خاطر انجام ندادن کارى بى اثر و بى خاصيت، سهل انگاران را نکوهش و مذمت فرمايند. ((انس بن مالک)) از پيامبر(ص) نقل کرده که فرمودند:((ان هذا الشهر قد حضرکم))؛ ماه مبارک به شما رو آورده است. ((و فيه ليله خير من الف شهر))؛ در اين ماه شبى است که برتر از هزار ماه است. ((من حرمها فقد حرم الخير کله))؛ هر کس از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات بى نصيب مانده است. ((ولا يحرم خيرها الا محروم)) (5)؛ و محروم نمى ماند از برکات شب قدر، مگر کسى که خويشتن را محروم کرده است. روايات، بعضى از گناهان را مانع بهره بردارى گناهکار از شب قدر دانسته اند، از جمله آن کارها ميخوارگى يا ((دايم الخمر)) بودن و نيز آزار پدر و مادر است.
يکى از دلايل تفضل شب قدر به امت اسلام، کامل و پر کردن پيمانه اعمال صالح مسلمانان و جبران کمبودهاى آنان است، تا با دستى پر اين جهان را ترک کنند. پيش از اين گفتيم که امام صادق(ع) در تفسير آيه شريفه ((ليله القدر خير من الف شهر)) فرمودند: مراد اين است که انجام کار خوب در آن شب برابر عمل صالح در طول هزار ماه است. روايتى نيز از امام باقر(ع) وارد شده، در پاسخ به اين پرسش که چرا شب قدر به وجود آمده و به عبارت ديگر فلسفه شب قدر چيست؟ ايشان مى فرمايند: ((و لولا ما يضاعف الله للمومنين، لما بلغوا ولکن الله عز و جل يضاعف لهم الحسنات))؛ اگر خداوند کارهاى مومنان را چند برابر نکند به سر حد کمال نمى رسند، اما از راه لطف کارهاى نيکوى آن ها را چند برابر مى فرمايد تا کاستى هايشان جبران شود. از اين روايت و روايت قبلى به خوبى مى توان فهميد که مبنا و اساس، عمل صالح خود بنده است؛ هنگامى که يک عمل صالح معمولى با زمانى پر برکت و مقدس همراه گردد، از ارزشى چند برابر برخوردار مى شود و گاه همراه شدن يک عمل صالح با ولايت و اعتقاد و امامت مى تواند انسان را به اوج شرافت برساند؛ پس، راز سعادتمند شدن انسان ها در شب قدر، عمل اختيارى صالحى است که با عنايت خداوند، برکت يافته و چند برابر مى شود. در روايات به پاره اى از اعمال سفارش شده که نتيجه ويژه آن در شب قدر نهفته است.
1- نماز ((انس بن مالک)) از پيامبر گرامى(ص) روايت کرده که فرمودند: ((من صلى من اول شهر رمضان الى آخره فى جماعه فقد اخذ بحظا من ليله القدر)) (6)؛ کسى که از اول تا آخر ماه مبارک، در نماز جماعت حاضر شود، بهره اى از شب قدر نصيبش شده است. 4- شب زنده دارى حضرت رسول (ص) فرمودند: ((من احيا ليله القدر حول عنه العذاب الى السنه القابله)) (10)؛ کسى که شب قدر را شب زنده دارى کند، تا شب قدر آينده، عذاب دوزخ از او دور گردد. 1-عمل و پاداش آن در ماه مبارک رمضان. 2-عمل و پاداش آن، صرف نظر از زمان خاص. امام هشتم على بن موسى الرضا(ع) فرمودند: در ماه مبارک کارهاى خوب پذيرفته و کارهاى زشت بخشيده شده است. خواندن يک آيه قرآن در اين ماه، برابر با يک ختم قرآن در ماه هاى ديگر است. کسى که برادر خود را با يک لبخند شاد کند، در روز واپسين خداوند دلش را شاد کرده و مژده بهشت به او دهد. کسى که مومنى را در اين ماه يارى کند، خداوند در روزى که قدم ها بر پل صراط مى لغزند او را دستگيرى کرده و از پل صراط عبورش خواهد داد. هرکس خشم خود را نگه دارد، خداوند در روز قيامت بر وى خشم نکند. هرکس درمانده اى را فريادرسى کند، خداوند در روز قيامت وى را از رسوايى بزرگ ايمن گرداند و رسوايش نکند. کسى که ستمديده اى را يارى کند، خداوند او را در دني، در مقابل دشمنانش يارى کرده و در روز قيامت نيز، در موقف حساب و ميزان ياريش فرمايد. (12) و در روايت ديگر امام صادق(ع) از پيامبر اکرم(ص) روايت کرده که فرمودند: کسى که ماه مبارک رمضان را روزه دارد و از حرام و تهمت زدن به ديگران اجتناب ورزد، خدا از او خشنود شده و بهشت را بر او واجب و حتمى مى کند. (13) دو روايت بالا ارتباط محکم پاداش ها و اعمال بنده در ماه مبارک و نقش انسان در ترسيم سيماى درونى او را کاملا آشکار نموده است.
1- اصول کافى ، ج 4، ص 158.مى گردد (16). | ||

چکيده:
در سيره پيامبر اعظم صلوات الله عليه و آله، کسب روزي حلال و رسيدگي به معيشت زندگي از جايگاهي برخوردار بوده که بين بعضي مردم مغفول مانده است.
روزي مردي از انصار از او کمک مادي خواست. پيامبر خدا(ص) از او پرسيد در خانه چيزي داري؟ مرد پاسخ داد: آري! گليمي دارم و کاسه اي چوبين. حضرت(ص) فرمود: آنها را بياور. مرد آنها را آورد. حضرت(ص) آنها را گرفت و فرمود: آيا کسي هست که اين ها را بخرد؟ مردي گفت: هر دو را به يک درهم مي خرم. پيامبر(ص) پرسيد: چه کسي بيشتر مي خرد؟ مرد ديگري گفت: من دو درهم مي خرم. حضرت آنها را به آن مرد داد و دو درهم را گرفت و به مرد انصاري داد و فرمود: با يک درهم غذايي بخر و به خانواده ات بده و با يک درهم ديگه تيشه تهيه کن و برايم بياور.
مرد چنين کرد. حضرت(ص) چوبي را به عنوان دسته در آن قرار داد و فرمود: برو هيزم جمع آوري کن و تا پانزده روز ديگر نزد من بيا.
مرد پس از دو هفته با ده درهم آمد و ب آن لباس و مواد غذايي خريد. پيامبر(ص) فرمود: اين کار برايت از خواهش کردن بهتر است. خواهش کردن (تکدي) در روز قيامت به صورت لکه اي در چهره ات نمايان مي شود.
سپس فرمود: درخواست کردن شايسته نيست مگر براي بينواي بسيار گرسنه, يا بدهکاري که قدرت پرداخت ندارد, يا صاحب ديه اي دردمند.
کسي که از دسترنج خويش بخورد, پروردگار با مهرباني به او مي نگرد هرگز عذابش نمي کند و درب هاي بهشت به رويش گشوده مي شود تا از هر دري که بخواهد وارد شود. (نگين هستي, ص 51)
تبصره: حضرت(ص) مي توانست از مال خويش به آن مرد انصاري ببخشد, همانگونه که گاهي مال فراوان به کسي مي بخشيد ولي بخشيدن به کسي که توان کار کردن دارد را کاري درست نمي دانست و تکدي گري را ترويج نمي کرد.
ثروت اندوزي از راه باطل را نکوهش مي کرد و مي فرمود: «هر کس براي امت من يک شب آرزوي گراني کند خداوند عبادت چهل ساله او را باطل مي کند.»
در مقام کسب حلال تشويق مي نمود و مي فرمود: «کسي که از پذيرفته شدن دعاهايش شاد مي شود, بايد درآمدش را پاکيزه سازد همانا خداوند افرادي دين باور پيشه ور را دوست دارد.»
خارج شدن از منزل صبح زود را مستحب بر شمرد و فرمود: «صبح زود در جستجوي درآمد و نيازهاي خود برويد, زيرا صبح خيزي مايه برکت و رستگاري است.» آن حضرت(ص) در دعايي فرمود: «خداوندا! صبح زود را براي امت من خجسته گردان.»(خصال صدوق، ص 383)
تجارت را با برکت مي دانست و فرمود: «تاجر راستگوي امين, با پيامبران, صديقان و شهيدان است. اگر خداوند به بهشتيان اجازه مي داد تجارت عطر و پارچه مي کردند.»
«پاکيزه ترين درآمد کسب تاجراني است که هرگاه سخن مي گويند, دروغ نمي گويند, هر زمان که امينشان قرار دهند, خيانت نمي کنند, اگر وعده دهند, تخلف نمي کنند, زماني که بخواهند چيزي بخرند, از آن کالا بد نمي گويند هنگامي که بخواهند بفروشند بيش از اندازه نمي ستايند, براي تحويل معطل نمي کنند و بدهکار خود را در تنگنا قرار نمي دهند.»
برترين سرمايه را در گوسفنداري دانست و فرمود: «بر شما باد به گوسفنداري و کشاورزي که هماره مايه خير و خوبي اند.» خود آن حضرت(ص) نيز صد گوسفند داشت که نميخواست از آن تعداد بيشتر شوند از همين روي هر گاه بره اي متولد مي شدگوسفندي را صرف خوراک خانواده خود و بينوايان مي ساخت.
مي فرمود: «روزي خود را در نهان زمين بجوييد.» هرگاه کشاورز بذري را از راه حلال در دست خود مي گيرد, فرشته اي ندا مي دهد: «يک سوم براي دهقان, يک سوم براي پرندگان و يک سوم براي چهارپايان. چون آن را بر زمين مي پاشد, براي هر دانه بذر, ده نيکي برايش مي نويسند.چون آن را آبياري مي کند و بذر مي رويد گويي در برابر هر دانه, انسان مؤمني را زنده ساخته است و تا دهقان آن کشته را درو کند, خداي تعالي او را مي ستايد. چون آن را بکوبد, گويا گناهانش را له مي کند. هنگامي که خرمن را باد مي دهد, گناهانش نيز بر باد مي روند, زماني که آن را وزن مي کند, بسان روز تولد از گناهان خارج مي شود, وقتي آن محصول را به خانه مي برد و اهل خانه شاد مي شوند, عبادت چهل ساله را بر او مي نگارند و چون از آن به گرسنه, همسايه و بيچاره يم دهد, آفريدگار او را از عذاب خود در امان نگه مي دارد.»(نگين هستي, ص 52)
از او پرسيدند: «چه ثروتي بهتر است؟» فرمود: «کشته اي که صاحبش آن را بکارد, سامان دهد و روز درو زکاتش را پرداخت نمايد.»
نويسنده : سيد مصطفي علم خواه elmkhah@porseman.org
مجموعه مقالات خلق عظيم به مناسبت سال پيامبر اعظم صل الله عليه و آله و سلم تنظيم شده است و قرار است ما را در شناخت سيره عملي و اخلاقي پيامبر رحمت ياري کنند.

توصيف آفتاب
چگونه خواهد بود آگر قطره اي بخواهد توصيف دريا کند. عقل مي خواهد که به او بينديشد، خيال مي خواهد که او را به تصوير بکشد و زبان که به توصيف جمال آفتاب بنشيند اما چگونه؟
راستي چگونه مي توان دستاورد نهايي آفرينش، ثمره تمام و کامل هستي و خلاصه انوار و تجليات و جودي خداوند را در قالب ناقص الفاظ و واژه ها جاي داد؟
ابر انساني که خالق هستي در حق او فرمود ( لولاک لما خلقت الأفلاک ) اگر تو نبودي هر آينه افلاک را نمي آفريدم. کسي که تا « قاب قوسين او أدني » به خداوند نزديک شد و مکانتي يافت که هرگز جبرئيل امين که ملک مقرب و واسطه وحي الهي بود بدان مکانت راه نيافت و با صراحت به او عرض کرد: «اگر يک موي بالاتر روم به نور تجلي بسوزد پرم.»
توصيف انسان کامل نخستين و کسي که خود فرمود: «اي علي(ع) جز خداي و تو، کسي را ياراي شناختن من نيست، چگونه ممکن خواهد بود.»
پس بهتر است که لب فروبنديم و سخن کوتاه کنيم و تنها از دريچه روايات و اخباري که حکايت گر متن سيره و سنت پيامبر اعظم(ص) است اخلاق عظيم او را (إنک لعلي خلق عظيم) به نظاره بنشينيم و رفتار و اخلاق شيرين پيامبر بزرگ اسلام که اسوه و الگوي زندگي پارسايان است (و لکم في رسول الله اسوه حسنه) فرا راه زندگي خويش سازيم و از او پيروي کنيم. در اين سلسله گفتار جمله هايي کوتاه در منش و روش زندگي آفرين پيامبر خدا حضرت محمد مصطفي(صلي الله عليه و آله و سلم) بيان مي شود که خواندن آن به خصوص براي نسل جوان، الهام بخش زيستي خداپسندانه و سعادتمندانه خواهد بود.
مظهر جمال
قبل از بيان ويژگي هاي اخلاقي و رفتاري خورشيد نبوت, اندکي به توصيف ظاهري مظهر جمال خداوندي بنشينيم: در اين باره آورده اند که پيشاني مبارک پيامبر گرامي اسلام بلند بود. مويش نه لخت بود و نه در هم پيچيده. محاسنش نيز انبوه بود، اما بلند نبود. ابروانش به هم پيوسته بودند، اما باريک و کشيده با مژه هايي بلند و انبوه. چشمانش درشت و سياه بود. گونه هايش برجسته بود ، ولي متعادل، نه کم گوشت بود و نه پرگوشت. بيني اش کشيده و باريک بود. دندان هاي پيشين او به گونه اي متناسب از يکديگر فاصله داشتند و از سپيدي مي درخشيد. چهره اش گرد، سپيد، اما نمکين بود و زير لب پايين اش خال داشت.
پيامبر اسلام خوش چهره ترين پيامبران الهي بود. گردنش نه بلند بود و نه کوتاه، زيبا بود و به سان نقره مي درخشيد. اعضاي بدن مبارکش محکم، استخوان بندي اش درشت بود و اندامي معتدل داشت، نه کوناه قد بود و نه بلند.
شانه ها يش همچون مردان شجاع پهن بود و دوسر شانه اش موي داشت.
برگزيده اي از کتاب نگين هستي اثر حسين سيدي نويسنده : سيد مصطفي علم خواه elmkhah@porseman.org
چکيده:
امسال توسط رهبر معظم انقلاب به نام پربرکت پيامبر اعظم (ص)نامگذاري شده است . نوشتار حاضر در صدد است تا ضمن تبيين فلسفه و دليل اين نامگذاري ٬ راهکارهاي لازم جهت تحقق هرچه بهتر اهداف مورد نظر را مورد بررسي قرار دهد:
يکم . فلسفه نامگذاري سال ها
يکى از وظايف حکومت اسلامى گسترش فرهنگ و ارزشهاى الهى و اسلامى در جامعه و مطرح نکردن الگوهاى رفتارى کامل و شخصيتهاى الهى، براى تمسک و پيروى مردم و مسؤولين به اخلاق، منش، رفتار، گفتار، آن بزرگواران در ابعاد زندگى فردى و اجتماعى مىباشد. بر اين اساس رهبر معظم انقلاب، با توجه به مسئوليت حفظ جهتگيري انقلاب و نظام و تعيين الگوهها و معيارهاي اساسي ٬ به تناسب شرايط و مقتضيات زماني سالهاى گذشته را نامگذاري نموده اند؛ انتخاب سال 1378 به عنوان "سال امام خميني(ره)" ٬ سال 1379 را به عنوان"سال امام على(ع)" ٬ سال 1381به عنوان "سال عزت و افتخار حسيني"٬ سال 1382 به عنوان "سال نهضت خدمت رساني" ٬ سال 1383 به عنوان "سال پاسخگويي" ٬ سال 84 را به عنوان "سال همبستگي و مشارکت عمومي" و بالاخره سال 1385 را به عنوان "سال پيامبر اعظم (ص)" که همه در اين چارچوب قابل تبيين و بررسي است.
اين مسأله فرصت جديدى را براى تمرکز جهتگيرىهاى فرهنگى و شناسايى و معرفى و الگوگيرى از اين شخصيتهاى برجسته پديد مىآورد و چون که اين نامگذاريها از سوي عالي ترين مقام جمهوري اسلامي صورت مي گيرد، هرساله تکاپوي گسترده اي جهت تحقق اهداف مد نظر در نهادهاي حکومتي ايجاد مي کند. و معظم له بر اجراي دقيق اين جهت گيريها از سوي مسئولين کشور اهتمام زيادي دارند.
دوم . علل نامگذاري سال پيامبر اعظم
1. رسول خدا(ص)، القاب فراواني نظير پيامبر اکرم، پيامبر رحمت، پيامبر خاتم و...دارند ؛ اما در اين ميان لقب «پيامبر اعظم»، کمتر شنيده شده و مانند ساير القاب آن بزرگوار، پرتکرار و جاري بر زبان ها و قلم ها نبوده است ، اما رهبر معظم انقلاب از ميان تمامي القاب و صفات برجسته و روح نواز رسول خدا(ص)، نام «پيامبر اعظم» را برگزيده و در طليعه بهار اين «نشانه» را بر تارک سال 1385 نشاندند. اين نام، اگرچه از ساير نام ها جدا نيست ولي در لقب «اعظم» رازي نهفته است و دنيايي از زيبايي و زيبندگي و جامعيت را در خود دارد(1)؛ انتخاب اين نام مقدس بيانگر نوعي نامگذاري دقيق و ظريفانه مي باشد:
« پيامبر اعظم اسلام، مجموعهى فضائل همهى انبياء و اولياء است؛ نسخه کامل و تکامل يافته همه فضائلى است که در سلسلهى پيامبران و اولياء الهى در تاريخ وجود داشته است. وقتى نام پيامبر اعظم را مىآوريم، کأنه شخصيت ابراهيم، شخصيت نوح، شخصيت موسى، شخصيت عيسى، شخصيت لقمان، شخصيت همه بندگان صالح و برجسته و شخصيت امير مؤمنان و ائمه هدى (عليهمالسّلام) در اين وجود مقدس، متبلور و مجسم است. در پيامبر اعظم، علم همراه اخلاق هست؛ حکومت همراه حکمت هست؛ عبادت خدا همراه با خدمت به خلق هست؛ جهاد همراه با رحمت هست؛ عشق به خدا همراه با عشق به مخلوقات خدا هست؛ عزت همراه با فروتنى و خاکسارى هست؛ روزآمدى همراه با دورانديشى هست؛ صداقت و راستى با مردم همراه با پيچيدگى سياسى هست؛ غرقه بودن جان در ياد خدا همراه با پرداختن به صلح و سلامت جسم هست؛ در او دنيا و آخرت همراه است؛ هدفهاى والاى الهى با اهداف جذاب بشرى همراه است. او نمونهى کاملى است که خداوند در عالم وجود، موجودى کاملتر از او نيافريده است؛ او مبشر است، بشارتدهنده است؛ منذر است، بيمدهنده است؛ بر همه بشريت و بر همه تاريخ شاهد و ناظر است؛ فراخواننده همه بشريت به سوى خداست و چراغ نورافشان راه انسانهاست. انّا ارسلناک شاهدا و مبشّرا و نذيرا و داعيا الى اللَّه بأذنه و سراجا منيرا». (2)
پيامبر خدا، «اکرم» يعني باکرامت ترين، گرامي ترين، آزاده ترين، جوانمردترين و مورد تکريم ترين بندگان خداست، او پيامبر رحمت و در ميان تمامي بندگان خدا، از آغاز تا پايان هيچکس چون او نسبت به خلق خدا مهربان تر و دلسوزتر نبوده و نخواهد بود ؛ اما، پيامبر اعظم، به معناي آن است که رسول خدا(ص) در همه خوبي ها، زيبايي ها و تمامي صفات پسنديده عظيم تر، برجسته تر، والاتر و بالاتر از ديگران است به بيان ديگر، پيامبر اعظم، پيامبر اکرم نيز هست و پيامبر رحمت و... نيز.اين نامگذاري پيروان تمامي اديان ديگر الهي را به تفکر و تامل دوباره در اين مسئله که چرا پيامبر اسلام بزرگتر است رهنمون مي سازد و بعد از گذشت سالها از وفات رسول اکرم (ص) دوباره ظهور و عملکرد ايشان مورد توجه انديشمندان و محققان قرار مي گيرد که اين نکته ظريفي در اين نامگذاري است.(3) افزون بر اين، وجود پيامبر اعظم در عرصه بينالمللى، نقطه التقاى عقايد و عواطف همه ملتهاى مسلمان است. از همه اقوام، با همه مذاهب گوناگون، نقطه التقاى همه امت اسلامى در عقيده و عاطفه، وجود مبارک پيامبر اعظم است.
2. در سالهاي گذشته استکبار جهاني و صهيونيسم بين الملل که در مقابل موج عظيم بيداري و اسلام خواهي ملت هاي جهان ناکام شده بود در صدد برآمد تا به رغم همه شعارهايش درباره احترام به افکار و انديشه ها، اهانت و تخريب ساحت مقدس رسول اکرم (ص)را که ميليارد ها انسان به او عشق مي ورزند را با يک برنامه از پيش طراحي شده در دستور کار خود قرار دهد. و با استفاده از کاريکاتورهاي موهن که در نشريات اروپايي به صورت گسترده منتشر گرديد چهره پيامبر رحمت(ص) را منفور جلوه دهد. اما بيداري و اعتراض گسترده صدها ميليون مسلمان در سراسر جهان اين توطئه را با شکست مواجه ساخته و در مقابل موجبات محبوبيت هرچه بيشتر پيامبر اکرم (ص) را در جهان فراهم آورد. در چنين شرايطي انتخاب نام مقدس پيامبر اعظم (ص) از سوي مقام معظم رهبري پيامي کوبنده به سران استکبار و صهيونيسم بين الملل است که چهره تابناک پيامبر اعظم(ص) بزرگتر از آن است تابا اين قبيل توطئه هاي شوم خدشه دار شود ؛ و به فرموده قرآن کريم« يريدون ليطفئوا نورالله بافواههم و الله متم نوره و لو کره المشرکون». (4)
3. در اوج تبليغات سلفي ها که جنگ عليه شيعه را راه انداخته و شيعيان را بي اعتنا و بريده از وجود مقدس پيامبر اسلام(ص) قلمداد مي کنند، اين انتخاب به خوبي نشان خواهد داد که تشيع، اساس و بنياد دين مبين اسلام را رسول اکرم (ص) مي داند. در اين تفکر امام علي (ع) شاگرد پيامبر (ص) است و امامان هم هرچه روايت مي کنند، با واسطه اجدادشان از رسول خداست.
4. پيامبر عظيم الشان اسلام تبلور عيني همه ارزشها و اعتقادات و جهان بيني اسلامي و بهترين الگو براي مسلمانان و جهانيان است ؛ و به فرموده قرآن کريم:« لقد کان لکم في رسول الله اسوه حسنه» (5) نام گذاري اين سال به نام پيامبر اعظم فرصتي دست ميدهد تا جامعه ٬ دستگاههاي دولتي، مجلس و همه مسئولان و همه مردم ما با ارزشهاي الهي و اسلامي تجديد عهدي کرده و اين نام گذاري را فرصت مغتنمي بدانند براي آشنايي هر چه بيشتر با اسلام که در وجود پيامبر اسلام متجلي است.
5. تکميل مکارم اخلاق مهمترين هدف بعثت پيامبر اکرم(ص)است: «اني بعثت لاتمّم مکارم الاخلاق» مقام معظم رهبري در اين زمينه مي فرمايد: « جامعه بدون برخوردارى افراد از خلقيات نيکو، نمىتواند به هدفهاى والاى بعثت پيامبر دست پيدا کند. آنچه فرد و جامعه را به مقامات عالى انسانى مىرساند، اخلاق نيکوست. اخلاق نيکو هم فقط خوش اخلاقى با مردم نيست؛ بلکه به معناى پروراندن صفات نيکو و خلقيات فاضله در دل و جان خود و انعکاس آنها در عمل خود است. اگر علم هم پيشرفت کند و تمدن ظاهرى هم به منتهاى شکوه برسد، اين جامعه، جامعهى بشرى مطلوب نيست. جامعهاى که انسانها در آن از يکديگر احساس ناامنى کنند، هر انسانى احساس کند که به او حسد مىورزند، نسبت به او بددلى دارند، نسبت به او کينهورزى مىکنند، براى او توطئه مىچينند و نسبت به او و دارايىاش حرص مىورزند، راحتى در اين جامعه نيست. اما اگر در جامعهاى فضايل اخلاقى بر دل و جان مردم حاکم باشد، مردم نسبت به يکديگر مهربان باشند، نسبت به يکديگر گذشت و عفو و اغماض داشته باشند، نسبت به مال دنيا حرص نورزند، نسبت به آنچه دارند بخل نورزند، به يکديگر حسد نورزند، در مقابل راه پيشرفت يکديگر مانعتراشى نکنند و مردمِ آن داراى صبر و حوصله و بردبارى باشند، اين جامعه حتّى اگر از لحاظ مادى هم پيشرفتهاى زيادى نداشته باشد، باز مردم در آن احساس آرامش و آسايش و سعادت مىکنند؛ اخلاق، اين است. ما به اين احتياج داريم. ما بايد در دل خود، خلقيات اسلامى را روزبهروز پرورش دهيم. قانون فردى و اجتماعى اسلام در جاى خود، وسيلههايى براى سعادت بشرند (در اين ترديدى نيست)؛ اما اجراى درست همين قوانين هم احتياج به اخلاق خوب دارد.» (6)
6. استقامت و ايستادگي در مقابل دشمنان و دوستي با مومنان از جلوه هاي بارز پيامبر اکرم(ص) است: «محمد رسول الله والذين معه اشدائ علي الکفار رحمائ بينهم » (7) در سال جديد با توجه به شرايط و تهديدات گسترده خارجي لازم بود تا اين دو صفت ممتاز براي هميشه در سطح دولت و جامعه نهادينه شود و الگويي براي سالهاي آينده قرار گيرد. زيرا همانگونه که در صدر اسلام و نمونه هاي تاريخي متعدد و حتي در زمان خودمان بارها به اثبات رسيده اين موضوع تنها رمز پيروزي و موفقيت در مقابل تهديدات و توطئه هاي دشمنان است. بر اين اساس با دشمنان اسلام ٬ استکبار جهاني و قدرت هاي زورگو و منافقين داخلي بايد با شدت ايستادگي و برخورد کرد و از هرگونه نرمشي خودداري نمود و در مقابل با ملت هاي خداجو ٬آزادي خواه و مبارز در سطح بين المللي و مردم مومن و مقاوم کشورمان با محبت و مهرورزي مواجه شده و تمامي امکانات کشور را براي خدمت رساني و تحقق خواسته هاي برحق آنان بسيج نمود.
7. ايجاد وحدت و مقابله با تفرقه اندازي هاي دشمنان ميان پيروان اديان توحيدي و مذاهب مختلف اسلامي فرق اسلامي و قوميت هاي داخل کشور - با توجه به خصوصيات پيامبر اعظم (ص) - ٬ از ديگر اهداف اين نامگذاري است که مي تواند تلاشهاي دشمنان و استکبار جهاني را براي اختلاف و بروز جنگ تمدن ها و جنگ مذاهب و اقوام با شکست مواجه سازد.
سوم. بايسته ها و راهکارهاي لازم
در اين سال بايد با برنامه ريزي مدبرانه راهکارهاي مناسب اتخاذ شود تا اينکه اين نام گذاري صرفا يک نام نباشد ؛ بلکه ضمن تحقق اهداف فوق ٬ سبب رشد و ارتقا کشور در ابعاد مختلف گردد :
1 . ترويج و تحقق عملي اخلاق صحيح اسلامي در تمامي سطوح جامعه با تمسک به فضايل و مکارم اخلاقي پيامبر اعظم (ص) ؛ از ديدگاه مقام معظم رهبري : «براى اينکه در جامعه اخلاق استقرار پيدا کند، دو چيز لازم داريم: يکى تمرين و مجاهدت خود ماست و يکى هم آموزشهاى اخلاقى که به وسيلهى آموزش و پرورش، مراکز تربيتى و مراکز آموزشى و علمى بايد در همهى سطوح به انسانها تعليم داده شود؛ اينها موظفند. اين يک قلم از کارهاى لازم در سال پيامبر اعظم الهى است؛ يعنى خودمان را در خلقيات فاضله، مؤمن و مسلمان و تابع پيغمبر کنيم. يک فهرستى از صفات رذيله و زشت تهيه کنيم و ببينيم که هر کدام از آنها در ما هست، سعى کنيم آن را را کنار بگذاريم. همچنين يک فهرستى از خلقيات نيک تهيه کنيم و سعى کنيم با تمرين، آنها را براى خود فراهم کنيم. البته عامل پيشرفت در اين راه، محبت است؛ محبت به خدا، محبت به پيامبر، محبت به اين راه، محبت به آموزگاران اخلاق - يعنى پيامبران و ائمهى معصومين (عليهمالسّلام) - اين عشق است که انسان را در اين راه با سرعت پيش مىبرد؛ اين عشق را بايد در خودمان روزبهروز بيشتر کنيم. « الّلهم ارزقنى حبّک و حبّ من يحبّک و حبّ کلّ عمل يوصلنى الى قربک»؛ محبت خدا، محبت محبوبان الهى و محبت کارهايى که محبوب الهى است؛ اين عشقها را در دل خود برويانيم. اين يک قلم از تعليمات پيامبر، در سال پيامبر اعظم است.» (8 )
2. بايد با وحدت، همدلي، مهرورزي و يکپارچگي براي توسعه و تعالي کشورمان تلاش شود و ضمن مقابله با تحرکات تفرقه انداز بين مذاهب و اقوام در سطح داخلي ٬ جمهوري اسلامي ايران مي تواند با متحد کردن جهان اسلام تمامي تفرقه هاي موجود که توسط برخي ابرقدرت ها از جمله آمريکا به وجود آمده را شکسته وبدون تعرض به ساير مذاهب به سمت تحقق تمام عيار گفت و گوي اديان حرکت نمايد .مسلمانان جهان مي توانند با اتحاد و همبستگي خود پاسخ دندان شکني به کشورهايي که به پيامبر اسلام توهين کردند محکم تر از گذشته بدهند، زيرا بيداري رهبران و علماي مسلمانان بهترين فرصت براي نشان دادن عظمت مسلمانان است.
3. در بعد اقتصادي و اجتماعي توجه جدي به تحقق عدالت و ادامه مسير عدالت را از ديگر برنامههاي با اولويت در سال پيامبر اعظم (ص) مي باشد؛ کاهش بين فقير و غني، يکپارچه کردن امت اسلامي، توزيع عادلانه امکانات در سراسر کشور، رشد و توسعه اقتصادي، حرکت در جهت خودکفايي و قطع وابستگي از بيگانگان بايد از برنامههاي با اولويت امسال باشد.
همچنين حرکت براساس بينش سياسي، تامين امنيت رواني، شغلي و اجتماعي از جمله مسائل مهم داخلي است که در سال پيامبر اعظم (ص) بايد به آن توجه کرد.
4. در بعد فرهنگي نهادهاي تاثيرگذار نظير مجلس ٬ شوراي عالي انقلاب فرهنگي ٬ حوزه هاي علميه ٬ دانشگاهها ٬ آموزش و پرورش و...٬ مي توانند استقبال جدي و کارآمدي از اين نامگذاري و ترويج علمي و عملي سيره رسول اسلام (ص) داشته باشند و با محور قرار دادن سخنان، رسائل و سيره نبوي (ص) و ترويج فرهنگ ديني در جامعه با تمسک به سيره نبوي (ص)، تعامل گسترده و برنامهريزي شده با جهان اسلام معرفي سيره نبوي به جهانيان، توجه به نيازسنجي و مخاطب شناسي و اثربخشي برنامهها با اولويت جوانان و نوجوانان، هماهنگي حداکثري دستگاههاي فرهنگي اجرايي در معرفي شخصيت پيامبراکرم (ص) و حمايت از پژوهشها و تحقيقات با محوريت معرفي سيره نبوي (ص) خصوصا در زمينه هاي مهمي چون اخلاق و نيز حکومت و دولت ٬ استفاده از هنر به ويژه ساخت فيلم و سريال و همچنين ابزارهاي فناوري اطلاعات درگسترش سيره رسول اکرم (ص) ٬ به عملي شدن اين نامگذاري در جامعه کمک نمايد. به نحوي که تاسي از سيره ٬ رافت ٬ رحمت ٬ مهروزي و اخلاق نبوي (ص) وگسترش آن در تمامي شئون اجتماعي لمس شود .
5.دولتمردان و مسوولان با کار و انديشه بيشتر و مراقبت در رفتار بيش از گذشته در ميسر آرمانها و آموزههاي نبي مکرم اسلام حرکت کرده و بااجرا رهنمودهاي ايشان در عمل ، زمينه گرايش بيشتر ديگران به اين آيين مترقي را فراهم آورند. مقام معظم رهبري در اين زمينه مي فرمايند: « ملت و دولت ما در اين سال، بايد طورى عمل کنند که با حکمت نبوى، با علم نبوى، با حکومت نبوى، با عدالت نبوى، با اخلاق و کرامت نبوى، با فروتنى و عزت نبوى و با جهاد و رحمت نبوى هماهنگ باشد. اينها البته کار يک سال نيست؛ کمااينکه پيغمبر اعظم، پيغمبر يک سال نيست، همهى سالها سال اوست؛ همهى تاريخ، متعلق به اوست. ولى اين به معناى اين است که ما در راه ساختن آنچنان جامعهاى، آنچنان دنيايى و آنچنان تمدنى که هدف پيامبر اعظم بود، امسال بايد يک خيزش، يک حرکت بزرگ و يک گام بلند داشته باشيم. سال پيامبر اعظم، سال نگاههاى بلند، سال اميد، سال کار، سال مجاهدت، سال خدمت و سال طراحيهاى هوشمندانه براى آيندهى کشور است؛ سال حرکت به پيش است.»(9)
6. حفظ و گسترش اقتدار نظام اسلامي در سطح بين المللي با تکيه براصول عزت ٬ حکمت و مصلحت مبتني بر سيره متعالي پيامبر اعظم (ص) از ديگر بايسته ها و اولويت هاي اين سال مهم مي باشد.
پي نوشت:
1- روزنامه کيهان ٬ 14 فروردين 1385 ٬ ص 3 .
2- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در صحن جامع رضوى٬ 1/1/1385 .
3- حجت الاسلام علي زادسر٬ خبرگزاري آريا٬ 17/1/138۵ .
4- سوره صف ٬ آيه 8. .
5 سوره احزاب ٬ آيه 21 .
6- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار عمومى بسيجيان٬ 6/1/1385 .
7- سوره فتح ٬ آيه 29 .
8- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار عمومى بسيجيان٬ 6/1/1385 .
9- بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در صحن جامع رضوى٬ 1/1/1385 .
mohammadi@porseman.org
به گذشته پرمشقت خويش ميانديشيد ، به يادش ميافتاد که چه روزهاي تلخ و پر مرارتي را پشت سر گذاشته ، روزهايي که حتي قادر نبود قوت روزانه زن و کودکان معصومش را فراهم نمايد . با خود فکر ميکرد که چگونه يک جمله کوتاه - فقط يک جمله - که در سه نوبت پرده گوشش را نواخت ، به
روحش نيرو داد و مسير زندگانيش را عوض کرد ، و او و خانوادهاش را از فقر و نکبتي که گرفتار آن بودند نجات داد .
او يکي از صحابه رسول اکرم بود . فقر و تنگدستي براو چيره شده بود . در يک روز که حس کرد ديگر کارد به استخوانش رسيده ، با مشورت و پيشنهاد زنش تصميم گرفت برود ، ووضع خود را براي رسول اکرم شرح دهد ، و از آن حضرت استمداد مالي کند. با همين نيت رفت ، ولي قبل از آنکه حاجت خود را بگويد اين جمله از زبان رسول اکرم به گوشش خورد : " هرکس از ما کمکي بخواهد ما به او کمک ميکنيم ، ولي اگر کسي بينيازي بورزد و دست حاجت پيش مخلوقي دراز نکند ، خداوند او را بينياز ميکند " . آن روز چيزي نگفت ، و به خانه خويش برگشت . باز با هيولاي مهيب فقر که همچنان بر خانهاش سايه افکنده بود روبرو شد ، ناچار روز ديگر به همان نيت به مجلس رسول اکرم حاضر شد ، آن روز هم همان جمله را از رسول اکرم شنيد : " هرکس از ما کمکي بخواهد ما به او کمک ميکنيم ، ولي اگر کسي بي نيازي بورزد خداوند او را بينياز ميکند " . اين دفعه نيز بدون اينکه حاجت خود را بگويد ، به خانه خويش برگشت . و چون خود را همچنان در چنگال فقر ضعيف و بيچاره و ناتوان ميديد ، براي سومين بار به همان نيت به مجلس رسول اکرم رفت ، باز هم لبهاي رسولاکرم به حرکت آمد ، و با همان آهنگ - که به دل قوت و به روح اطمينان ميبخشيد - همان جمله را تکرار کرد .
اين بار که آن جمله را شنيد ، اطمينان بيشتري در قلب خود احساس کرد . حس کرد که کليد مشکل خويش را در همين جمله يافته است . وقتي که خارج شد با قدمهاي مطمئنتري راه ميرفت . با خود فکر ميکرد که ديگر هرگز به دنبال کمک و مساعدت بندگان نخواهم رفت . به خدا تکيه ميکنم و از نيرو
و استعدادي که در وجود خودم به وديعت گذاشته شده استفاده ميکنم ، واز او ميخواهم که مرا در کاري که پيش ميگيرم موفق گرداند و مرا بي نياز سازد .
با خودش فکر کرد که از من چه کاري ساخته است ؟ به نظرش رسيد عجالة اين قدر از او ساخته هست که برود به صحرا و هيزمي جمع کند و بياورد و بفروشد . رفت و تيشهاي عاريه کرد و به صحرا رفت ، هيزمي جمع کرد و فروخت . لذت حاصل دسترنج خويش را چشيد . روزهاي ديگر به اينکار ادامه داد ، تا تدريجاتوانست از همين پول براي خود تيشه و حيوان و ساير لوازم کار را بخرد . باز هم به کار خود ادامه داد تا صاحب سرمايه و غلاماني شد .
روزي رسول اکرم به او رسيد و تبسم کنان فرمود : " نگفتم ، هرکس از ما کمکي بخواهد ما به او کمک ميدهيم ، ولي اگر بينيازي بورزد خداوند او را بينياز ميکند "( 1 )
پاورقي :
. 1 اصول کافي ، ج 2 ، صفحه 139 - " باب القناعة " . و سفينة البحار ، ماده " قنع " .
رسول اکرم " ص " وارد مسجد ( مسجد مدينه ( 1 " شد ، چشمش به دو اجتماع افتاد که از دو دسته تشکيل شده بود ، و هر دستهاي حلقهاي تشکيل داده سر گرم کاري بودند : يک دسته مشغول عبادت و ذکر و دسته ديگر به تعليم و تعلم و ياد دادن و ياد گرفتن سرگرم بودند ، هر دو دسته را از نظر گذرانيد و از ديدن آنها مسرور و خرسند شد . به کساني که همراهش بودند رو کرد و فرمود :
: " اين هر دو دسته کار نيک ميکنند وبر خير و سعادتمند " . آنگاه جملهاي اضافه کرد : " لکن من براي تعليم و داناکردن فرستاده شدهام " ، پس خودش به طرف همان دسته که به کار تعليم و تعلم اشتغال داشتند رفت ، و در حلقه آنها نشست./ داستان راستان
[6/4/1385- 10:27 ص] اخلاق پيامبر(2)- معيشت و کسب روزي
[6/4/1385- 10:15 ص] اخلاق پيامبر(1) توصيف آفتاب
[27/3/1385- 9:24 ص] همگي خوش اومدين صفاي قدمتون
[27/3/1385- 8:39 ص] چرايي و بايسته هاي سال پيامبر اعظم
[27/3/1385- 8:36 ص] داستان-2
[27/3/1385- 8:28 ص] داستان-1
[23/3/1385- 11:5 ص] پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله و سلم) و شيوه گذر از جامعه جاهل
بازديد ديروز: 9
کل بازديد :4262
طلبه اي هستم اميدوار
سايت اطلاع رساني رسول اعظم (صلي الله عليه و آله و سلم)
پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و سلم
حيران
عطش
نام: | |
ايميل: | |
